ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

14

تاريخ گيلان ( فارسى )

و اميره دوباج مقرر فرمودند كه وزرا و امرا و سپه‌سالاران و متعينان و ارباب و متوليان الكاى فومن و شفت و تولم و ماسوله و كوچسفهان ، فرقه فرقه و جوق‌جوق ، از كنار قزل‌اوزن كه ابتداى الكاى پشتكوه است تا قصبهء ماسوله و باغ اميره حسام الدين ، ارادهء استقبال شاهزاده نمايند و اكابر و اشراف و اعيان و امرا و وزرا و سپه‌سالاران رشت و كوچسفهان ، از روى مسارعت ، تا موضع تول سرهء « 1 » ماكلوان ، به استقبال مبادرت نموده ، ايثارها « 2 » هركسى فراخور مراتب و مناصب كردند و پيش‌كشيها « 3 » كشيدند و هرروز ، آسايش‌كنان ، سه فرسخ راه طى مىنمودند و در هر منزلى يكصد و پنجاه سر گاو و گوسفند قربان مىنمودند و حسب الفرمان چندين هزار كس از گيلان بيه‌پس ، به استقبال شاهزاده روانه شدند . چون به موضع شنبه بازار لولمان رسيدند ، يك روز و شب ، در آنجا توقف نمودند . روز ديگر چندين هزار مرد و زن پياده در جلو پادشاهزادهء ايران ، رقص‌كنان مىآمدند و بدار الامارهء فومن نزول اجلال منعطف گردانيدند . و اميره دوباج در روز پنجشنبهء هفدهم شهر شعبان المعظم من شهور سنهء ثلاث و عشرين و تسعمائه ، به آئين عظمت و جلال و شوكت و اقبال ، با كمال نشاط و خرمى ، از رشت متوجه فومن گشته ، به فومن آمده ، سعادت زفاف و كامرانى و دولت ازدواج و گوركانى دريافته ، چند شبانه روز در فومن ، داد عيش و نشاط داده ، روانهء رشت شدند و به دار الامارهء خويش نزول و حلول فرمودند و هركسى از امرا و ملازمان و معتبران به منازل و مقام خود رفتند .

--> ( 1 ) - نسخهء د : نول سره . ( 2 ) - در اصل : انتشارها . شايد : نثارها . ( 3 ) - نسخهء د : پيشكشها